
یک زن و شوهر در میان اقیانوس روی قایقشان جشن تولد پسرشان را برپا کردهاند. اما ناگهان طوفانی شدید آنها را غافلگیر میکند و موجوداتی گرسنه از عمق آبها بیرون میآیند. اکنون باید برای بقا بجنگند!
سونیک، ناکلز و تیلز بار دیگر برای مقابله با دشمنی قدرتمند و جدید به نام شدو متحد میشوند؛ یک شرور مرموز با قدرتهایی که مانندش را هرگز پیش از این ندیدهاند. با برتری تواناییهای شدو، تیم سونیک ناچار است به دنبال یک اتحاد غیرمنتظره بگردد.
نبرد پیچیدهای بین گروههای مواد مخدر که جایگزین هروئین، متامفتامین و LSD شدهاند، و تعقیب شدید پلیس برای متوقف کردن آنها.
نگرانی گرومیت از این که والاس به اختراعاتش بیش از حد وابسته شده، زمانی به اثبات میرسد که والاس یک "گنوم هوشمند" اختراع میکند که به نظر میرسد ذهن خود را پیدا کرده است. وقتی مشخص میشود که ممکن است یک شخصیت انتقامجو از گذشته در حال هدایت اتفاقات باشد، این وظیفه گرومیت میشود که با نیروهای شوم مبارزه کرده و استاد خود را نجات دهد... وگرنه ممکن است والاس دیگر نتواند هیچ اختراعی انجام دهد!
تاکاگی که اکنون به یک مربی حرفهای تبدیل شده است، به مدرسهی قدیمیش برمیگردد، جایی که نیوشیکاتا، همکلاسی سابقش که روزگاری هدف شوخیهایش بود، حالا معلم تربیت بدنی شده است. اما هنوز هم همان بازیهای قدیمی ادامه دارد، و رابطهی آنها حالا به شکلی جدید و پر از شوخیهای شیرین و دلنشین شکل میگیرد.
26 اکتبر 1979، ترور رئیسجمهور، کشور را تکان میدهد. وکیل جونگ این-هو که دفاع از پارک ته-جو، دبیر دخیل در این ترور، را بر عهده میگیرد، وارد یکی از بدنامترین دادگاههای سیاسی تاریخ کره جنوبی میشود. با وجود اینکه پارک ته-جو به دلیل موقعیت نظامی خود با حکمی از پیش تعیینشده مواجه است، جونگ این-هو با تمام توان برای برگزاری یک دادگاه عادلانه میجنگد و از بیعدالتی روند دادرسی خشمگین میشود.
آنکور، قربانی بیعدالتی، در کشوری غریبه به مرگ محکوم شده است. اما ساتیا، خواهر مقاوم و بیپروا، آماده است که برای نجات برادرش هر مرزی را بشکند. او میداند که راهی خطرناک و پر از موانع پیش رو دارد، اما هیچ چیزی نمیتواند اراده پولادین او را متزلزل کند
در جریان خروج نیروهای ایالات متحده از افغانستان در سال 2021، گروهی از سربازان زن که خود را به عنوان نیروی امداد پزشکی جا زدهاند، به مأموریتی فرستاده میشوند تا گروهی از نوجوانان ربودهشده را که میان داعش و طالبان گرفتار شدهاند، نجات دهند.
ریشی به خاطر اشتباهی که دوستش یاجی مرتکب میشود، عاشق دختری به نام تارا، یک راننده مسابقهای تازهکار، میشود. رابطهی ریشی و تارا که قرار بود نزدیک و عاشقانه باشد، از هم پاشیده میشود. ریشی با پیشنهاد یاجی به لندن میرود و بهعنوان کارآموز در یک پیست مسابقه کار میکند، تا شاید سرنوشت جدیدی برای خود رقم بزند.
مردی که اسیر خشم و عصبانیت است، در سفری برای بازگرداندن خواهر باردارش به خانه، با تغییراتی بزرگ و غیرمنتظره در زندگی خود مواجه میشود.