
یک مربی بسکتبال بدنام، به عنوان بخشی از خدمات اجتماعی، فرصتی پیدا میکند تا مربیگری تیمی از بازیکنان دارای معلولیت ذهنی را بر عهده بگیرد. در ابتدا گلشن دچار تردید است و احساس میکند به این فضا تعلق ندارد، اما خیلی زود درمییابد که شاید این تیم واقعاً توانایی رسیدن به رقابتهای قهرمانی ملی را داشته باشد.
بر اساس یک داستان واقعی، در اواخر دهه 1970 در بارسلونا، مانولو ویتال، یک راننده اتوبوس، در اعتراض به بیتوجهی به توره بارو، یک محله مهاجرنشین، دست به اقدامی جسورانه میزند. اقدام او به نمادی از مقاومت در برابر نابرابری سیستماتیک در یک لحظه محوری در تحول مدرن شهر تبدیل میشود.
در ماه مه سال 2020، اختلاف بین کلانتر یک شهر کوچک و شهردار، باعث ایجاد یک بشکه باروت میشود، زیرا همسایهای در ادینگتون، نیومکزیکو، علیه همسایه خود میجنگد.
خواهر و برادر دوقلویی در سال 1931 در اورگان، در حالی که به همراه پدرشان در یک خانه دورافتاده زندگی میکنند، به دنبال پاسخهایی در مورد مرگ مادرشان و ارتباط او با نیروهای ماوراءالطبیعه هستند.
دو خواهر شیفتهی مرگ، که در محلهی حومهای خود طرد شدهاند، باید با پیامدهای تراژیکی روبهرو شوند، زمانی که یکی از آنها توسط یک گرگینهی مرگبار گاز گرفته میشود
آنتورپ، 2003. گروهی از سارقان به مرکز الماس نفوذناپذیر دستبرد میزنند. چه کسی پشت یکی از بزرگترین سرقتهای جهان بود - و چگونه آن را انجام دادند؟
وقتی پدر اسمورف به طرز مرموزی توسط جادوگران شیطانی، رازامل و گارگامل، ربوده میشود، اسمورفِت، اسمورفها را در ماموریتی به دنیای واقعی هدایت میکند تا او را نجات دهند. اسمورفها با کمک دوستان جدیدشان باید کشف کنند که چه چیزی سرنوشت آنها را برای نجات جهان تعیین میکند.
این داستان دربارهی نجاتبخشی به نام اودلا مالانا سوامی است که از یک روستا در برابر نیروهای اهریمنی محافظت میکند.
الی در شهری دور زندگی میکند. روزی، جادوگر شرور جینجیما طوفانی به پا میکند که الی و سگش، توتوشکا، را به سرزمین منچکینها میبرد. برای بازگشت به خانه، الی و دوستانش: هراسانک، آدمآهنی و شیر ترسو، در امتداد جاده آجری زرد به سوی شهر زمرد حرکت میکنند تا جادوگری را بیابند که آرزوهای عزیزشان را برآورده کند.
نگهبان نخبه آریف خود را در یک رویارویی مرگبار مییابد، زمانی که به ناحق به ارتکاب جرمی متهم میشود و بهترین دوستش غاز به سرسختترین دشمن او تبدیل میگردد.