
یک دانشجوی جوان که از نظر مالی دچار مشکل است، شغلی عجیب در زمینه مراقبت از کودک قبول میکند که همزمان با کسوف کامل ماه رخ میدهد. او کمکم متوجه میشود که مشتریانش یک راز هولناک پنهان کردهاند و زندگیاش را به خطر مرگ میاندازند.
پنج سال پس از ماجراهای فیلم «دنیای ژوراسیک: قلمرو»، زورا بنت، کارشناس عملیات مخفی، مأمور میشود تا رهبری تیمی حرفهای را در مأموریتی فوقسری بر عهده بگیرد؛ هدف آنها، بهدست آوردن مواد ژنتیکی از سه دایناسور عظیمالجثهی جهان است. اما زمانی که عملیات زورا با خانوادهای عادی که قایقشان واژگون شده تلاقی میکند، همهی آنها در جزیرهای دورافتاده گرفتار میشوند؛ جایی که با کشفی شوم و تکاندهنده روبهرو میشوند—رازی که دههها از چشم جهان پنهان مانده است.
دو والدین وارد مسابقهای با زمان میشوند، هنگامی که نیمهشب تماسی آزاردهنده از دخترشان دریافت میکنند؛ تماسی پس از آنکه او باعث یک تصادف دلخراش رانندگی شده است.
در سال 1999، یک زرگر به زادگاهش بازمیگردد و همین دیدار خاطرات عشق تابستانیاش با یک خیاط را پس از 25 سال زنده میکند. با وجود فاصله سنی میانشان، او تصمیم میگیرد داستانشان را از نو بنویسد، اما در بازگشت، یافتن او برایش دشوار میشود.
ادوین به خواهرش در بستر مرگ قول داده بود که پسرش را، که سالها پیش از او جدا شده بود، پیدا کند. جستوجوی ادوین او را به مدرسهی «دوری» در جاکارتا کشاند؛ مدرسهای ویژهی نوجوانان بزهکار، جایی که او بهعنوان معلم جانشین مشغول شد. در آنجا ناچار است با خشنترین دانشآموزان روبهرو شود تا برادرزادهاش را بیابد. اما درست زمانی که او را پیدا میکند، شورشی گسترده در سراسر شهر آغاز میشود و ادوین در مدرسهای گرفتار میشود که پر از نوجوانان بیرحمی است که تشنهی خون او هستند.
پس از آنکه یک زوج جوان از طبقه متوسط به خانهای به ظاهر معمولی در حومه شهر نقلمکان میکنند، کمکم حضور ناشناختهای آنها را آشفته میسازد؛ حضوری که ممکن است شیطانی باشد یا نه، اما بیتردید در نیمههای شب بیشترین فعالیت را دارد.
قاتل سابق، «هَچ مَنسل»، خانوادهاش را برای تعطیلاتی نوستالژیک به یک پارک تفریحی در شهری کوچک میبرد، اما زمانی که با یک گردانندهی فاسد، کلانتری رشوهخوار و یک رئیس بیرحم جنایتکار درگیر میشوند، دوباره به دنیای خشونت کشیده میشود.
گروه «آدمهای بد» که حالا اصلاح شدهاند، خیلی خیلی سخت تلاش میکنند تا خوب باشند، اما در عوض خود را درگیر یک سرقت پرمخاطره و جهانی میبینند که توسط تیم جدیدی از جنایتکاران که هرگز انتظارش را نداشتند، طراحی شده است: «دختران بد».
کارگردان اف. و. مورنو با یک خونآشام پیمانی فاوستی میبندد تا او را وادار کند در فیلم سال 1922 خود با عنوان «نوسفراتو» بازی کند.
گروهی از سربازان برای مانورهای جنگی به اعماق جنگل فرستاده میشوند. اما وقتی به اردوگاه تیم رقیب برمیخورند که قتلعام شده است، درمییابند که تنها نیستند.