
این مجموعه جذاب از خاطرات کودکی، داستان یک مدرسه غیرمعمول در توکیو در دوران جنگ جهانی دوم را روایت میکند. مدرسهای که یادگیری را با تفریح، آزادی و عشق در هم آمیخته بود. کلاسهای درس آن در واگنهای قدیمی قطار برگزار میشد و مدیری فوقالعاده – بنیانگذار و رئیس آن، سوساکو کوبایاشی – مسئولیت آن را بر عهده داشت. مردی که به استقلال کودکان عمیقاً اعتقاد داشت و به آزادی بیان و فعالیت پایبند بود.
12 ساعت از روزهای وحشت کرونا: نیمهشب، زلزلهای به بزرگی 5 ریشتر تهران را لرزاند. مردم از وحشت زلزلهای مهیبتر، خانههایشان را ترک کردند و تا صبح در خیابانها ماندند. در این میان، میثم و شادی، زوجی که در میان جمعیت حضور داشتند، نمیدانستند که این شب، آخرین شب زندگیشان کنار هم خواهد بود.
جت و دوستاش، شاون، سیدنی و میندی، به یک کمپ فضایی میرن تا مهارتهاشون رو امتحان کنن. اما وسط راه، ساناسپات یه واکنش آلرژیکی عجیب پیدا میکنه و خیلی خیلی کوچیک میشه! حالا تیم باید از کمپ بیرون برن و داروی «دِشرینکولوم» رو پیدا کنن، بدون اینکه میچل بفهمه اونها چه کاری انجام میدن!
در شب مسابقه سالانه «مرد دونده»، شرکتکنندگان در یک رقابت نفسگیر با یکدیگر به رقابت میپردازند و باید از مجموعهای از چالشها عبور کنند تا به «ابرکمربند» دست یابند؛ یک اتفاق افسانهای که صاحب آن را به حاکم مطلق جهان تبدیل میکند.
یک ماجراجویی غولآسا داستان سباستین، سوفیا و کوچولوی ووا را روایت میکند که سفری غیرمنتظره و فوقالعاده را آغاز میکنند که آنها را به دنیایی ناشناخته، الهامگرفته از فرهنگ نازکا، میبرد.
به دنبال بهترین دوستان، بوگ، یک خرس گریزلی دوستداشتنی و محتاط، و الیوت، یک گوزن پرحرف و ماجراجو که اول عمل میکند و بعد فکر، باشید. وقتی آنها یک اردوگاه تابستانی متروکه را در وسط ناکجاآباد پیدا میکنند، راهی ماجراجویی شجاعانه و خندهدار میشوند تا جایی جدید برای زندگی بسازند؛ جایی که حیوانات بتوانند آزادی و طبیعت وحشی درونی خود را تجربه کنند!
هیمورا کنشین یک بی خانمان است که سعی دارد گذشته پنهانی خود را مخفی نگه دارد. او تصمیم می گیرد راهی سفری به ژاپن شود و در آنجا، با یک استاد هنرهای رزمی آشنا می شود و...
قسمت پانزدهم از فصل دوم منتشر شد.
گیم شوی جذابی است که در آن یک قاتل سریالی به نام «زودیاک»، شهروندان و مافیای سیسیل را هدف قرار می دهد. در این برنامه محمد بحرانی نقش گرداننده بازی را بر عهده دارد.
قسمت پانزدهم از فصل دوم منتشر شد.
«نیسان آبی» قصه جیب خالی است و پول، قصه عشق است و شیفتگی. جمشید و رضا دو دوست قدیمی هستند که عاشق دو خواهر به اسم زری و پری شدند و با آن ها ازدواج کردند. پس از گذشت سه سال، ممدچاخان بالاخره عروسی می کند. جمشید، رضا خرسند، رضاسوسن، زری، پری، علم تاج و سرهنگ، خلاصه کل شکرآباد جمع می شوند تا شامِ عروسی ممد را بخورند ولی نه تنها شام به کسی نمی رسد بلکه اتفاقی می افتد که گرسنگی از یاد همه می رود!
قسمت شانزدهم منتشر شد.
پزشکی شیاد، به بهانههای مختلف، سعی میکند با پرستاران بیمارستان رابطه برقرار کند. او با ایجاد رقابت بین پرستاران، تلاش میکند تا از آنها اخاذی کند.