
هوشیار سینگ به خاطر اینکه «ناشایست» خوانده شده بود، از تحصیل محروم شد، اما بعدها تصمیم گرفت معلم شود. سیستم موانع زیادی سر راهش گذاشت، اما او با این چالشها رو به رو شد و روش آموزشی و سبک زندگی نوآورانهای خلق کرد.
وقتی زنی باردار خانهای را از عمهای که سالها با او قهر بوده به ارث میبرد، همراه با دوستدخترش شهر را ترک میکند تا فصل تازهای از زندگی را آغاز کند. اما زمانی که بدهی کارمایی جان فرزندِ به دنیا نیامدهشان را تهدید میکند، خیلی زود درمییابند که بخشی از تاریخ نفرینشدهی آن شهر هستند.
اسپانیا، سال 1939. در واپسین روزهای جنگ داخلی اسپانیا، «کارلوس» نوجوان وارد یتیمخانهی «سانتا لوسیا» میشود؛ جایی که در آن دوستان و دشمنانی پیدا خواهد کرد، و در پی ردپای خاموش حضوری مرموز برمیآید که تشنهی انتقام است.
پس از رویارویی هولناک در یک پایگاه متروکه آزمایشهای دولتی، مرد خانوادهای از یک شهر کوچک شروع به دیدن تصاویر وهمآلودی از گذشتهای میکند که تهدیدی برای نابودی زندگی کنونی اوست.
دنیای هِلوی وقتی زیر و رو میشود که او متوجه وجود یک گروه اِلفکین پیشرفته از نظر فناوری میشود؛ گروهی که بر خلاف قبیلهی خودش، در ماجراجویی و سرگرمیطلبی بیرقیب است. آیا دوستی هِلوی با «بو» ــ جوانترین عضو این گروه ــ میتواند پس از بیش از 250 سال، دو قبیلهی اِلفکین را با یکدیگر آشتی دهد؟
پس از آنکه «کریستین براون» ـ کارمند وام ـ درخواست زنی برای تمدید مهلتی که برای حفظ خانهاش نیاز داشت را رد میکند، زندگی امیدوارکنندهاش ناگهان رو به نابودی میرود. کریستین مطمئن است که یک زن کولی او را نفرین کرده، اما دوستپسرش حرفش را باور ندارد. تنها امید او به یک پیشگوست که ادعا میکند میتواند این نفرین را از بین ببرد و روحش را از کشیدهشدن مستقیم به جهنم نجات دهد.
گیر افتاده در زندان، چهار نفر آدم نامتجانس فرصتی برای آزادی زودهنگام پیدا میکنند، زمانی که مقامات به دنبال داوطلبانی برای یک آزمایش دارویی با اثرات نامعلوم میگردند.
برادر گوکان، حسابدار سروت، کوفتهپز نجمى و دلپیرو حکمت با قرار آزادی مشروط از زندان آزاد میشوند و برای بازگشت دوباره به جامعه، در جلسات گروهدرمانی شرکت میکنند.
پس از سفر در زمان به دوران چوسون، یک سرآشپز بااستعداد با پادشاهی ستمگر روبهرو میشود. غذاهای مدرن او ذائقهی پادشاه را مجذوب میسازد، اما چالشهای درباری در انتظارش هستند.
یک زن خانهدار در شهری آرام، پس از مشکوکشدن به خیانت همسرش، با کمک همکارش وارد ماجرایی پیچیده میشود. در حالی که جشنوارهی گلهای لاله نزدیک میشود، او رازهایی تاریک را کشف میکند که آرامش شهر را تهدید میکند. حقیقتی که نانسی پیدا میکند، فراتر از خیانت است و زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.