در مجموع 28 فیلم و سریال یافت شد.
در مجموع 28 فیلم و سریال یافت شد.
داستان فیلم به گونه ای است که در آن از کودک پنج ساله تا پیرمرد صد ساله نقش آفرینی دارند و در طول قصه ماجراهای جذابی را رقم می زنند.
داستان زندگی پیرمردی به نام بوچ کَسیدی را روایت می کند که پس از گذشت بیست سال از ناپدید شدن ناگهانی اش ، با نام مُبدل جیمز بلکتورن در روستایی دورافتاده در کشور بولیوی زندگی می کند. اما…
یک کوهنورد گمشده به طور تصادفی با پیرمردی روبرو میشود که در یک کلبه دور افتاده در جنگل زندگی میکند. اما به زودی مشخص میشود که یکی از این دو نفر راز وحشتناکی را پنهان میکند که پس از مدتی هر دوی آنها را گرفتار کابوسی ترسناک کرده و…
دو دزد پیر کهنه کار، پس از سالها از زندان آزاد میشوند. به امید دریافت سهمشان از آخرین دزدی به سراغ زنی که همدستشان بوده میروند، اما زن پولها را برای بازی در یک فیلم هزینه کرده و پیرمردها علیرغم میلشان دوباره مجبور به دزدی میشوند، در حالی که شرایط در سالهایی که آنها در زندان بودهاند، تغییر کرده و ابزارهای الکترونیک مانع موفقیت شان میشود.
روایتگر زندگی پیرمردی روستایی به نام ابوالقاسم با بازی حسن اسدی است که گلاب پاش هیات روستایشان است. او ناگهان متوجه می شود که… .
مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او میداند. مجید تصمیم میگیرد برای اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او میشوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفتهایی وجود دارد اما با ضمانت میرزا و یکی دیگر از رزمندهها آنها به پادگان آموزشی میرسند. مجید به همراه دستهای از دوستان خودش به جبهه میروند و...
پیرمردی که در تنگنا قرار گرفته برای گذران زندگی و حل مشکل معیشت خود،به راه حل غریبی می رسد؛او تصمیم می گیرد که دست به نوعی خودفروشی زده و اعضای بدن خود را به حراج بگذارد.
پیرمردی در خواب برادرش را می بیند که به او کارهای بدش از جمله نزول خواری و سر راه قرار دادن بچه هایش را یادآور می شود. پیرمرد ده روز مهلت می یابد تا جبران مافات کند. از از پرستارش درخواست کمک می کند و . . .
جلال پیرمردی است که در دوران جوانی و در راه ازدواج اتفاقات جالبی برایش افتاده است و هر بار که به خواستگاری رفته، ماجراهایی منجر به سر نگرفتن ازدواج او شده …
بهروز، پرستار یک پیرمرد ثروتمند به نام مظفر است. شوهر خواهر او سعی در ازدواج عمه بیوه اش با مظفر دارد اما مظفر، مادر بهروز را میبیند و تصمیم میگیرد با او ازدواج کند. این در حالیست که عموی بهروز پس از سالها از ژاپن برمی گردد و میخواهد طبق رسم خانوادگی شان با همسر برادر مرحومش ازدواج کند..