
زمانی که امپراطوری رم در حال فروریزی است، «رومولوس آگوستوس» جوان از شهر می گریزد و پای در سفری خطرناک برای رسیدن به طرفدارانش در بریتانیا، می گذارد و…
یک زوج جوان به نام دیوید و اِمی یک شب در حال رانندگی در جادهای خلوت بر اثر یک سانحه اتومبیلشان خراب شده و مجبور میشوند به مسافرخانهای که در آن نزدیکی است بروند؛ اما آنها پس از مشاهده نوار ویدئویی که در اتاقشان پیدا میکنند، متوجه میشوند...
در سان فرانسیسکو، یک نقاش کارتون بنام «رابرت گریاسمت» به یک کارآگاه آماتور تبدیل شده و غرق در گرفتن رد قاتلی سریالی بنام «زودیاک» میشود.
فیلمی انیمیشنی محصول سال 2007 به کارگردانی دیوید سیلورمن میباشد. این انیمیشن داستان خانوادهای از سیمپسونها را به تصویر میکشد که در کنار هم در شهری کوچک بهنام اسپرینگفیلد زندگی میکنند ، طولی نمیکشد که هومر یک خوک فراری کوچک را نجات میدهد ، اما این باعث به وجود آمدن دردسرهایی برای خانواده میشود که…
اوایل قرن 21 است و صنعت ربات سازی در تمام دنیا به سرعت در حال پیشرفت است، ژاپن جایگاه خود را به عنوان رتبه اول در ساخت ربات تصبیت کرده است. یک مامور به نام وکسیل به توکیو اعزام می شود تا درباره گسترش تکنولوژی رباتیک توسط ژاپنی ها تحقیق کند و...
در پس روزهای تار انتظار، مینا یافته كه مسافر گمشده اش در دیاری غریب چشم به راه اوست. مینا تاب ماندن ندارد، دل به دریا می زند و سر به كوه ... راه دلدار صعب و طولانی است، و آتش شوق مینا سخت پرشراره ... راهنمای مینا گواناست، زن جوان كرد كه بار درماندگی پیرش كرده و این دو، همسفران سفری تلخ و شیرینند... تلخ عین عسل ...
آرشام سرکیسیان نقاش ایرانی و مسیحی مقیم خارج از کشور که بیست سال پیش و بعد از مرگ مادرش، با فروش همه چیز از جمله تابلوهای مادرش، مجموعهای از شمایل قدیسین مسیحی، مهاجرت کرده برای جمعآوری این تابلوها به ایران بازمیگردد و باخبر شهادت دوستش استیو که جانباز شیمیایی بوده مواجه میشود...
فیلم اگه میتونی منو بگیر روایت آقا بزرگ هنگام مرگ وصیت می کند طبق رسم همیشگی خانواده لاقوز، آقابالا باید برای برادر کوچکترش، شازده، سه زن بگیرد و سپس ارث را به مساوی بین خود تقسیم کنند. چنانچه به وصیت وی عمل نکنند دست او از دنیا کوتاه نخواهد ماند. آقابالا برای این که سهم الارث برادرش را هم به دست آورد، سه زن را به بهانه ازدواج، مأمور از بین بردن او می کند.
نگار در آستانه ازدواجش با ایمان درمییابد که او تعهدی در زندگیش دارد که نمیتواند آن را به خاطر ازدواج، نادیده بگیرد. نگار دچار تردید میشود. آیا به ایمان حق دهد و آینده زندگی مشترکشان را با نفر سومی تقسیم کند یا …
مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او میداند. مجید تصمیم میگیرد برای اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او میشوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفتهایی وجود دارد اما با ضمانت میرزا و یکی دیگر از رزمندهها آنها به پادگان آموزشی میرسند. مجید به همراه دستهای از دوستان خودش به جبهه میروند و...